خبرنامه مديريت پروژه
دوره دوازدهم، شماره 9، دي ماه 1389
خبرنامه داخلي شرکت مشاوره و مهندسي انديشه وران
صفحه 1

فهرست مطالب
"بالقوه" هستيم، يعني نيستيم
واگذاري امور به افراد شايسته، روشي بنيادين در مديريت زمان
1
معرفي کتاب:
- مديريت استراتژيك بازار
- نظام هاي كنترل و سنجش عملكرد براي اجراي استراتژي
اولين کنفرانس بين المللي بتن هاي ناتراوا مخازن ذخيره آب شرب
2
نکاتي جهت برگزاري بهتر جلسات پروژه
ويژگي هاي مديران خلاق و نوآور
چگونه مي توانيد پروژه هاي خود را سريعتر تحويل دهيد
چند توصيه براي تصميم گيري منطقي
3
تعمير ترانس رکتيفاير شرکت کيميا بندرامام به دست متخصصان داخلي
توليد محصولات پتروشيمي در ماهشهر به 22 ميليون تن در سال مي رسد
تزريق متناوب آب و گاز، راهکاري براي افزايش توليد نفت
توليد ايران خودروي خراسان از مرز 100 هزار دستگاه عبورکرد
طرح ويژه ايساکو براي بازارهاي بين المللي
خانواده سمند در رده كيفي خيلي خوب قرار گرفت
4
معرفي 100 وبلاگ برتر مديريت پروژه: (10) برترين سازمان هاي بين المللي براي مديران پروژه
انواع شخصيتهاي مديريتي
مفهوم چابکي (Agility)
5
ايجاد برنامه پروژه در 3 گام
وجدان کاري
مديريت ارزش حاصله
6
سر کلاس تنبل خان!
جدول شماره 38
7
شما حق داريد" نه " بگوييد!
کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (39)
۱۰ خطاي نگارشي در نامه نگاري هاي بين المللي
8


شرکت مشاوره و مهندسي avec
ارائه کننده خدمات برنامه ريزي و کنترل پروژه

آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه سوم، واحد 303

تلفن و نمابر:
021-88888359 و 88797320-021

پست الکترونيک:
info@avec-co.com
info2@avec.ir

آدرس سايت: www.avec.ir

مشترکين گرامي، شما مي توانيد مطالب، نظرات و پيشنهادات خود را در ارتباط با اين نشريه به آدرس زير ارسال نماييد:
info@avec.ir



انستيتو مديريت اوک (AIM)
برگزارکننده سمينارها و دوره هاي آموزشي در زمينه برنامه ريزي و کنترل پروژه

آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه چهارم، واحد 404

تلفن: 88797227-021

نمابر: 88797225-021

پست الکترونيک: aim@avec.ir

آدرس سايت: www.aim.avec.ir


"بالقوه" هستيم، يعني نيستيم

خيلي اوقات براي توجيه وضعيت فعلي و ايجاد بارقه هاي اميد به آينده به اين عبارت پناه مي بريم که "ما بالقوه همه چيز داريم و بايد تنها کمي تلاش کنيم تا آنچه را که بالقوه داريم به بالفعل تبديل کنيم". يک توضيح کوچک در اين بين لازم به نظر مي رسد. لازمه بالقوه داشتن چيزي "نداشتن" واقعي همان چيز است. اگر بالقوه مديريت مي دانيم، در واقع در حال حاضر مديريت نمي دانيم. اگر بالقوه بهترين تيم فوتبال آسيا و حتي فراتر از آن هستيم، به اين معناست که در واقع در حال حاضر هيچکدام نيستيم. درست است که ممکن است اين تعبير از واژه بالقوه، نگاه کردن به نيمه خالي ليوان باشد، اما با همين نگاه "ليواني"، نيمه پر آن آرزوهاي آينده و نيمه خالي آن واقعيت هاي فعلي است.
با شناسايي توانايي هاي بالقوه، اين تصور غلط دامنگير مي شود که فاصله آنچه که هستيم با آنچه که مي توانيم باشيم، بسيار کم است، تنها يک فشار، فقط قدري عزم راسخ و شايد تنها گذر زمان نياز است! "ما مي توانيم" شايد براي ايجاد انگيزه، شعار جالبي باشد، اما فاصله بين "ما مي توانيم" تا "ما توانستيم" يک "ما مي دانيم" است که متأسفانه به ورطه آزمايش گذارده نمي شود. بدون "ما مي دانيم" دوره عمر "ما مي توانيم" بسيار طولاني مي گردد و نهايتاً به فراموشي سپرده خواهد شد و يا موضوع مورد نظر آنقدر بديهي مي گردد که ديگر به توانايي نيازي نخواهد بود.
"ما مي توانيم" پروژه هاي عظيم را مديريت کنيم! اين شعار را از چهره هاي سياسي و مديران اين رده مي توانيم بپذيريم، اما وقتي کار عملاً به موارد اجرايي مي رسد و همين شعارها را مديران اجرايي نيز سر مي دهند، آنگاه کارها در سايه شعارها گذر عمر مي کنند. معلوم نيست که پايين ترين سطح سازماني براي طرح شعارهاي سياسي کجاست. باور کنيد که نيمه خالي ليوان واقعاً خاليست و نيمه پر آن نيز در واقع پر است؛ اين نگاهي واقع بينانه به ليوان است نه آزمون تئوري هاي روانشناسي.
اجازه دهيد قدري از شعاردهي فاصله بگيريم. چگونه مي دانيم که "ما مي دانيم"؟ اثبات "ما مي دانيم" از طريق مدلسازي ميسر و پذيرفته است. مدل ها به سه دسته تقسيم مي شوند:
  • شماتيک (مدل هاي گرافيکي)
  • سمبليک (مدل هاي رياضي)
  • فيزيکي (مانند ماکت ها)
در بحث مديريت، بهره گيري از مدل هاي شماتيک کاربرد وسيعي دارد. ابزارهايي مانند فلوچارت، پروسس چارت، و Fish bone، تنها چند مثال هستند. در نتيجه وقتي ادعا مي کنيم که ما مي توانيم يک انبار را مديريت کنيم، بلافاصله بايد فلوچارت ها را به نمايش گذاريم. وقتي مي گوييم که عمليات نصب را مانند کف دست مي شناسيم، پس بايد بتوانيم مدل شماتيک آنرا نيز تشريح کنيم؛ در غير اين صورت تنها مي توانيم ادعا کنيم که بالقوه مي دانيم، يعني به واقع نمي دانيم.


واگذاري امور به افراد شايسته، روشي بنيادين در مديريت زمان

واگذاري کارها به افراد شايسته يکي از روش هاي بنيادين در عرصه مديريت زمان است. با استفاده از اين روش، هم بارکاري خودتان سبکترمي شود، و هم فضايي براي کارکنانتان ايجاد مي گردد که در آن احساس قدرت و درايت بيشتري خواهند داشت.
يکي از نکات مهمي که در واگذاري امور به کارکنان بايد در نظر گرفته شود، تعيين حيطه قدرت و گستره اختيارات آنهاست. آنها بايد به خوبي بدانند که دامنه اختياراتشان تا کجا گسترده شده است. اگر چنين مرزهايي را به خوبي به آنها تفهيم نکنيد، ممکن است نتيجه کار برخلاف آن چيزي بشود که انتظارش را داشتيد.
توانايي يک سازمان وابسته به استعدادها و قابليت هاي مجموعه افرادي است که در آنجا مشغول به کار هستند. استفاده مؤثر از استعدادهاي سازماني مي تواند باعث صرفه جويي در وقت تمامي کارکنان بشود و تا حد بسيار زيادي نااميدي ها و سردرگمي ها را از ميان بردارد؛ در حالي که استفاده نابجا نتايجي معکوس به همراه خواهد داشت.
بکوشيد تا نقاط ضعف و قوت کارکنان خود را شناسايي کنيد و کارها را براساس دانش و توانايي هاي آنها به ايشان واگذار نماييد؛ در غير اين صورت آنها مجبور خواهند بود زمان بيشتري را براي انجام وظايف خود صرف کنند.